(کتمان) tardid

۱۳۸٢/٦/٢۳

رويای آب...

رویای آب
همه خسته بودند
ازچیزی مانند یک خرید طولانی
از چیزی مانند گردشی پر از زرق و برق
و پدر را مرده گفتند ولی آرامش بود
و قالی را پهن کردند شاید روی یک تخت بزرگ
ولی
جای خواب من
همان کنار آنها
در شیاری که آب در آن جریان داشت
آبی زلال و مطبوع
همه چیز عادی و مطبوع بود
تا آن لحظه دمادم بیداری
که حس کردم دارم خفه می شوم
تمام بدنم در آب فرو رفته بود
و کسی مرا بلند کرد
و من نفس کشیدم و خفه نشدم

و به تعبیر فکر نکردم
تا ساعاتی بعد
داستان سلوک آدل هوگو
و خواب او
و شباهت خواب او با رویای من
و تعبیر را نمی دانم
هرچند یاد تو تمام وجودم را آزار می دهد
و جبر زمانه...

M e h d i
 
۱۳۸٢/٦/۱٠

خانه های دراز...

فقط خانه ماست که دراز نشده.
اينجا همه خانه هايشان را دراز کرده اند.
و حياط ما را نيمه جان
هر چند براي مادر و منو
کشته اند
و حياط ما محکوم است به مرگ چون
خانه ما دراز نشده.
M e h d i
 
۱۳۸٢/٦/۱٠

ترانه های خانه ما...
و ترانه هاي خانه ما
همين کنار من-
نعره هاي ترانه هاي تکرار که همواره براي ما تکرار ميکند محسن.
اين قويترين صداي خانه ماست،چون 2 سال پيش اينها قويترين بودند
و حالا همين يادگارهاي دوران کمال گرايي ام را محسن به عاريه گرفته-
و هردم ترانه تکرار ميکند-
همچون زندگي خودش.

و آنطرف تر قاب شيشه اي مونو-
که مسخره ترين آدمها در آنند
براي مسخ ما
در تمام اين بشقاب به سختي مائده اي گوارا يافت شود.

بر طاقچه(اوپن)-
يار مادر نشسته او که همواره از فردا مي خواند.
باز قابل تحمل تر است
چون کمتر ميگويند و بيشتر مي سرايند.

و ساز متفاوت-برای پدرم
يک نواي کوتاه که خبر مي کند او را
و شروع ميکند-
پدر
به نغمه سرايي زيرا در آن سوها
کسي مي شنود
و ساز پدر
هرچند زياد موزون نيست
ولي تآثير گذارترين است-
بر زندگي ما.


و همه اينهاتحميل است بر من
براي بي دليل شنيدن.
و مسکن من
همين کوچولو
او که صدايش را به هيچ کس تحميل نمي کند-

-اين همان نماد فرد گرايي من است.

گاهي آرزو ميکنم ايکاش هدفونها نامرئي بودند
آنگاه او متوجه نمي شد
که من ديگر صدايي را نمي شنوم وقتي به او خيره شده ام.
M e h d i
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ