(کتمان) tardid

۱۳۸٢/٩/٢۳

شکسپير
"Love all, trust a few, do wronge to none"
به همه عشق بورز.به تعداد کمي اعتماد کن و به هيچ کس بدی نکن.

"what is best,that best i wish in thee "
چه چيز بهترين است من آنرا برای تو آرزو می کنم.

"I like yoursilence:it the more shows off your wonder"
سکوت تو را دوست ميدارم چرا که سکوت تو حيرت تو را بيشتر نمايان ميکند.

"Freewell!thou are too dear to my possessing "
بدرود.تو عزيز تر از آنی که ازآن من شوی.

نوشتن اين جمله ها تقصير اميره اون بود که ۳ کتاب کوچولوي گوته دانته و شکسپير رو بهم داد.
M e h d i
 
۱۳۸٢/٩/٢۳

همه برگها...
و من رستاخيز را ديدم. شايد
آن هنگام که

باد همه را با خود برد...

فرقی نميکرد که هنوز پا برجا بودند يا مدتها بر خاک افتاده

باد همه را با خود برد...

و صدای ناله آنها و زوزه موذيانه باد

باد همه را با خود برد...

همه برگها را
باد همه برگها را با خود برد.
M e h d i
 
۱۳۸٢/٩/٤

جاده زرد...

بک گراند پاییز در ویندوز ایکس پی
باهاش حس عجیبی داشتم
 و چه دست نیافتنی میپنداشتم

تا آنروز که نه تنها آن دو ردیف چنار کنار خیابان رو دیدم
و نه تنها در میان آن جاده زرد قدم زدم
بلکه این نشونی هم میدم که:
برگهای خشک چنار روی تن نمناک زمین
عطر حنا میدن.

و اینهم نشانه ای دیگر تا:
حواسم باشه چی آرزو میکنم.


-و به چنار فکر کردم
چه سطحی انگارانه میتوانستم
بی ثمر ترین موجود عالم بنامم اورا
لیک
چنار میتواند یگانه باشد.شاید.
میتواند
فقط به این دلیل که رنگ هر فصل را میداند و می داند هر فصل بر قامت رعنایش چه بپوشاند
تا
برای او کافی باشد و برای من ارضا ء کننده
آری همین کافیست
دیگر به ثمر نیندیشیدم.

ولی چنار نمی توانست یگانه بماند...
برای من.
 

M e h d i
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ