(کتمان) tardid

۱۳۸۳/۱۱/۱٩

از تا همين ديروز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تعفن هوس

هراس و غم
هر دو کم .
درست مثل عشق
و عشق را فقط هراس و غم ____
و دیگر آن
خریدنی
نه به گزاف ____
به تعفن دیگران

و محیطی که چه زود جان میگیرد
و جان میگیرد از سکوت من .

و به اکراه بگویم _
هوس کمی اینجا بودنت_
فقط یک هوس
بی ارزش مثل ... .

و سریعتر تمام کنم__
که محیط جان میگیرد__
و هوای اینجا تعفن

کار شروع می شود .


ساعت  8:35 19 بهمن ماه 83  دفتر فنی

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سکوی

و تمام آنچه از آنشب بر سکوی
تا این شب در سکوت انجام دادم
در تمام این شاید 7 سال
باید 7 سال

دوستانی که از دست دادم.
و تمام آنهایی که فرصت با آنها بودن را
نتوانستم
خواستن.

بامداد 11 بهمن ماه 83 اهواز

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

Untitled

هر وقت رایحه ای از تو توی زندگیم می پیچه...
دوباره:
کمال گرایی
امید
نور
و عطر و ترانه
تو زندگیم
دوباره میشن

نمی دونم چرا
نمی دونم چی داری
نمی دونم چرا
براستی من و تو چرا
چرا این چنین کردیم____

ديماه ۸۳ دفتر فنی

ــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ورد شبانه

عمریست که به تاوان یک زمزمه شبانه____
سکوت کرده ام____

ولی فریادم ___
تاوانیست که بخاطر دیگران
هر روز باید
به شیشه بکوبم _____

و داد بزنم
تا خفه نکنه مرا
این اتمسفر

ممنون از خدا که قدم میزنم _____

 صبح 15  دیماه 83 اهواز

 

ــــــــــــــــــــــــــ

 

ناکرده ها

فریادهای تکرار که هماره خفه میشوند و تنفس هوا
اتمسفر استفراغ
و وقتی که هماره کم می آورم .
و تکرار همان جایگاه
و همان تصاویر که جبر زمان آنها را با من همراه کرده.

و تکرار تمام ناکرده ها
و خفگی از فشار هوا
اتمسفر استفراغ
و تکرار فشردن دندانها و تکرار تنفس عمیق من و نفسهای پی در پی
و خفگی و خفقان و خفگی
و نیاز و باز نیاز و تنفس و نیاز به تنفس

و سری که باید به شیشه بکوبم تا فریادهایم خفه شده
از چشمانم بیرون بریزد، عصاره شده.
و سرم را به شیشه بکوبم
من نفس میخواهم
اتمسفر استفراغ
خون بهتر است یا...

۱۷ ديماه ۸۳ دفتر فنی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

M e h d i
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ