(کتمان) tardid

۱۳۸٥/٤/۱٢

خوش به حال باد
من گنگ شده ام
بي آنكه خوابي ديده باشم
ولي من ديدم__خواب نبود
خوب نبود__
ولي بود__

ولي من ديدم
كه غرق شدم
غوطه ور نبود من___
پاها بر خاك
خاك كف دريا
خواب نبود__
خاك بود
من بودم___

من گنگ شده ام
حتي چشمانم
دنيا گنگ شده __
ايستاده دورتادور من
حتي رنگها
گنگ
شده اند
خاكستري
تيره شده
گنگ شده
سرد شده
اين تابستان___

من گنگ شده ام
گنگ كرده ام
حتي لبانم
كه ديگر فرياد نميزنم
مرگت را، تعفن پيكرت را، تعفن ات را
ديگر فرياد نميزنم
با آنكه ديگر نيستم
بدهكار
نيستم
من رسيدم به
ريشخند
حيف حتي ز ريشخند
تو مي داني___

من گنگ شده ام
گنگ شده اند
حتي لبانم
حتي سپاس
كه ناجيان من
همانها كه
استند
كه اگر اشتباه بود بالهاي مومي ماتيوس
پروانه تا بينهايتِِِ گاليله موميايي نمي شد و ناجي من
ناجي من صادقانه نفس نمي داد
اي باد آرام بوز تن ناجي من در جاده است____
اين عاشقانه هم آمد
هرچند من گنگ شده ام
من گنگ كرده ام
من گم كرده ام
هشت ثانيه
فقط هشت ثانيه
هشت ثانيه مبهم
هشت ثانيه گنگ___
من ميرسم... .

12تيرماه 85 - IT Dept


M e h d i
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ