(کتمان) tardid

۱۳۸٥/٦/۳٠

تنفس اشک

دو گوي غوطه ور
دو گوي داغ
غوطه ور
در
زلال ترين و عميق ترين دو اقيانوسچه!
اين لحظه ايست كه هيچكس را ياراي نگريستن نيست   .

دو گوي ملتهب
به التهاب اتش فشاني خاموش
به التهاب انتظار
به التهاب سكوت ــــــ

دو گوي...
استعاره بس است
چشمان براي تو
به همين سادگي

پاييز هم آمد... .

۳۰شهریورماه۸۵ _IT Dept

M e h d i
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ