(کتمان) tardid

۱۳۸٩/٢/۱٥

پیرمرد، آرام...

گفت: عاشقی؟،
گفتم هوم؟، نه،
-بوده ای؟،
-آره، تمام شد،
گفت:
ابتدا چهره را می بینی،
سپس پیکرش،
بعد سخن که گفت در کلامش مهر می یابی،
پس از آن به خردش پی...،

بعد از مهر هیچ نشنیدم،
گفت: راستی نگفتی! عاشقی؟،
گفتم: هوم؟، آره... ~


٨ اردیبهشت ماه ٨٩ - ماهشهر

M e h d i
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ