سه گانه ی پاییز

تیتراژ آغازین بی ترانه:
سقوط از اتمسفر استفراغ
با ناجی
بانجی___

سکانس ١ داخلی - اتاقت
حدود تولد تو
همان هنگام بود که از لحظه ورود دوباره ام به اتاقت
در جنگ بودم
در جنگ بودیم
من با خودم و تو؟
تو را نمی دانم
آرام تسلیم شدم
تسلیم نشدی و طبیعت مرا چه سخت انکار کردی
احساسم را___

سکانس ٢ خارجی! - دادگاه
وکیل مدافع فریاد زد، زدی:
لعنت به تو
به من
به همه خاطره هامون
لعنت به این فاصله
لعنت به این قانون
به این حدود
لعنت به این خطوط جغرافیایی
به این خطوط

سالن دادگاه
دانشگاه
سلف
همهمه ی بچه ها
همهمه ی حضار

شاهد فریاد زد، زدی:
من
تو
کتابی از...

قاضی فریاد زد، زدی:
و تنها در اوج شلوغی
مانند همیشه
قانونم

متهم آرام گفت، گفتی:
لعنت به تو
بغضش ترکید
بغضت___

سکانس ٣ داخلی - اتاقم
تولد تو
همان هنگام بود که از لحظه ورود دوباره ات به اتاقم
در جنگ بودی
در جنگ بودیم
تو با خطوط و من؟
من با نمی دانم
به دعوت من
نه نوشیدی
نه نوشاندی
از لبانت
چه کسی ما را محکوم کرد
مرا محکوم کرد
به حبس ابد در تو
به حبس نفس
با دیدن تو
تا ابد___

تیتراژ پایانی با ترانه:
راستی من به خیلی چیزها اعتقاد ندارم
همانقدر که به خیلی ها دارم
راستی من به خیلی چیزها اعتقاد ندارم
ولی برای تو دعا می کنم
کافیه نصف بطری سیاه و سفید
راستی امشب نیمه سیاه بود یا سپید
سپید چون سپید خواستیم
راستی تولدت مبارک
راستی سیگارها تمام
راستی تو و پلکهایت
قدوس هستی
راستی____ ~

 

بامداد ٨ مهرماه ٨٨ _ ماهشهر

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونالیزا

دادگاه.من. و تو که وکیل مدافع هستی شاهد هستی قاضی هستی و فقط متهم نیستی.

ishtar

سکانس 1 داخلی - من محکوم مبهوت مسموم از هوای نئشه واژه های این متن ببخش که دیر آمدم مست نبودم ببخش که مست نبودم کاش آنروز که آمدم لااقل همان یکروز دیگر هم قانونی نبود محکوم بی دفاع سکانس 2- خارجی ! دادگاه لعنت به تو به من به همه خاطره هامون لعنت به این فاصله لعنت به این قانون به این حدود لعنت به این خطوط جغرافیایی سالن دادگاه دانشگاه سایت سکوت مطلق جز تپش قلبم بغض زیر پلکهایم عینک در دستم مات... کرخ... تو تو نه کتابی و نه من فقط تو و من اینبار تنها نیستم همین یکبار مانند همیشه با تو تنها نیستم قانونم لعنت به تو بغضم ترکید... سکانس 3 داخلی - تو محکوم معصوم مصلوب نیمه سیاه یا سپید نمیدانم ببخش که نخواستی با تو مست باشم خواستی نگفتی گفتی نشنیدم ... شنیدم شنیدم تیتراژ پایانی - تکرار ممنونم میبوسم بما...

تارا

دعا می کنم برای دیوانگی هایت برای اعتقاداتت و اشک هایی که به یک بطری کوچک سیاه و سپید متزلزل می شود...

غزل

tamam koun in mozakhrafato bikare ke enghad harfaye pocho be manaro minevise

بابا حسین

قراردادها... دست و پا گیر شده اند من با تو قرارداد بستم و تو با دیگری مرا لاک و مهر لبان تو محدود می کرد و تو را امضای دفتر عقد دائم راستی اسفندیار... قدیس ها فرشتگان آتش گشته اند... اسبها را اشتباه نباید رام کرد سرکشی اساس لذت است راستی اسفندیار... سیگار ها هستند دیر یا زود.... هستند گودو ها تمدن ها هستیم و بیمار مستیم و هشیار

هاله

تــنهـا بــودم تــــو آمـدی تــنهـا مـــانــدم ! تــــو رفـتــی تـــنــهــاتـــر شــــــــدم ...! -

درِِِِِِِِِِِِيــــــا

شب...سكوت... ظلمت و عابري كه راهش را گم كرده است!!!!

peyman

سلام دوست عزيز . خيلي وقته كه به ما سر نزدي ... اينطوري ديگه ما هم ذوق و شوق براي آپ نداريم . خوش باشي [قلب]

مهدی اسفندیاری

سلام توی اینترنت اسم خودمو سرچ کردم با وبسایت شما آشنا شدم . برام جالب بود چون هم اسم, فامیل, قد وزن و تقریبا تاریخ تولدمون مثل همدیگه است من متولد 23/10/ 1361 اهل شیراز هستم .خوشحال میشم اگه پیامی از شما دریافت کنم.

ودود

هنوز مرد می لنگد و بار خاطراتش پای عقل مرا شکسته... سلام مرد...