تاوان

باز ماه اسفند من شد
و عادت حادثه
عطری نو
و شاید
رنگی نو

-و عطر نو
شاید بازهم بر آورده ای از یک ارزوی نه چندان قدیمی
عطر را
فراتر از حس
لمس میکنم
اینروزها بارها.

-و صحبت رنگ
باز مبهم ولی قطعآ
پر شده از
رنگ قدرتمند
راه آرمان

و این همانست که
خود خاکستری میاورد
و خود میزداید
و تاوانش با من.

/ 7 نظر / 8 بازدید
فرزاد جنوبي

مهدي جان سلام گر در يمني چو با مني پيش مني گر پيش مني مني چو بي مني در يمني سالي همراه با ثبات كاري و بهروزي برايت آرزو مي كنم.

mehrak

من آخر يا تو رو ميکشم يا خودم رو

آرش

سلام...خدمت مهدی عزيز........و اينکه آقا مهدی تو خودت ميدونی که من لحظه های قشنگی که با دوستان داشتم رو پابليک نميکنم......آزاد و سربلند باشی

مريمي

سلام مهدی جان . دلتنگی که شاخ و دم نداره . من نبوده ام تو هم نبوده ای .... الان هستم و هستی .... پس دلتنگی نبودن و نديدن طبيعی بود و بی قرار کننده . گاهی هم آزار دهنده .... حالا اين وسط فکر کن که جلوی حس رو گرفتن چه سخته و عذاب آور .... به هر حال ... از اين به بعد می مانم .... قصد رفتن ندارم عزيز دور .... شاد باشی و صبور و فدای تو ....

gele nistam tardid ham hamin tor

faryaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaad

mehrak

دوست عزيز ماه اسفند تموم شد و شما هنوز توی اسفندی. هيچ چيز جديدی نداری؟؟؟؟؟