اتمسفر استفراغ

اينك منم
سردمدار استفراغ
بر كوچكترين و لغزان ترين قله
قله كوهي تاريك
كمي تاريكتر از خودم
كمي تاريكتر از دنيا
 
و آن بالا سختي تنفس
اتمسفر استفراغ

و ابرهاي گرداگرد من
سفيد ترين تاري
پايين را نميبينم

اينك منم سردمدار انتخاب
هزاران شعاع گرداگرد من
هزاران راه دورتادور من
براي سقوط

آه....
از لذت پرواز
همين كافيست براي

رهايي من
از آرامش استفراغي من...!

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
yasi

شعر قشنگی بود .. چرا دير اپ ميکنی؟ به منم سر بزن ..

homa

انسان بودن به معنای ترديد داشتن و با اين حال به راه خود ادامه دادن است.....پس هزاران راه برای صعود و نه تنها سقوط....بهاری باشيد

آرش

ميروم تا هيچستان هيچ نميشوم....پيش هر زيبايی سر فرود می آورم تحقير نميشوم......پرهای لطيف کبوتر ان را نوازش ميکنم آرام ميشوم و...........و آزاد ميشوم تا زندگی کنم.......حتی آن زمان که از عزيزترينی نميبينم ......آزاد و سربلند باشی

monoliza_ls2

تو هر چقدر می خواهی شعاع بکش دور خودت و لی خدا يکی شون رو نورانی تر می مکنه مثل هميشه تو پر از صعودی سقوط آرامشت رو به هم نمی زنه نورانی و اميد وار

monoliza_ls2

تورو خدا برام افلاين بزارين......بلاگم خراب شده....فدات شم