بايد...

تمام شب رو به اين فکر ميکردم
که هنوز هم براي تمرکز بيشتر بايد قيد بزنم
هرچند جهان بيني ام فقط همين دور و بر رو ميبينه
ولي هيچگاه نتونستم در اکنون غوطه بزنم
فقط پنجشنبه شبهام رو با دوستام تقسيم کردم و جمعه ها هم دادم به خودم
ولي امشب حس کردم
اينهم زياده
نميدونم شايد دارم اشتباه ميکنم
ولي وقتي که من بايد...
پس بايد.
شايد...

/ 2 نظر / 5 بازدید
هما

سلام،ممنون که دوباره شروع کردی... چرا بايد؟ تو زندگی هيچ وقت بايدی در کار نيست،هيچ وقت.پس وقتي نيست كه تو بايد...!!

راموری

راستش من هميشه شب ها به چيز های خوب فکر ميکنم به دوست داشتن و از اين جور چيز ها مگر اين که امتحانی چيزی داشته باشم :):):):))