عزم

بخاطر امید
بخاطر امید و شانه ها
بخاطر غم های پدر ساخته!

اینها شدند دلیل
اینبار، نه بهانه
دلیل محکم
همچون منطق های شماره ای
و بهانه ها همچنان خاکستری
غوطه ور و متزلزل
خدایا، شانه هایش را دلیل کردی... ؟
شانه هایت دلیل شد
شانه هایت دیگر دلیل___

و من بی تعریف و تعارف
ایستاده ام
در آستانه ی راه
در دستم درس!
همچون داس قهرمان کتاب های الفبایم____

در دستم درس
ضربه ها،
باران.
برایم فرقی ندارد
چه بدتر!
قدم می توانم که زدن
ممنون از خدای که می زنم____

در دستم درس
و ضربه ها...
لیک شکوه نمی شنوند
منتظران حرام تشنه!
نه شکوه از من و نه سیرابی
نه حتی کلامی از غرورکه لذت ببرند
از خرد شدنشان
از نمک بر چرک زخمشان
سیراب نمی گذارمشان شدن____

لیک چشمانم پر
همواره
تو هنوز حس می کنی چشمانم را
پس ناگزیرم
به دلایل
به امید
به شانه هایت
بوسه می زنم... ~

 ۲۶اسفندماه۸۵ـاهواز

لحظاتی مانده تا ۲۶


/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام .. من نفهمیدم از تاریخ می گفتی یا از دردهایی که بر نسلی گذشته است؟ و کاری که نمی توان کرد در برابر دردهایی که ریشه دارند؟ من حالیم نمی شود شعر

ishtar

کسی نیست تا مارا به خانه برساند. تازه فهمیده ایم آن همه غزل که برایمان سرودند و خواندند برای چه بوده است...

ودود

شايد.......

منتظر

گوشه ي اتاق نشستي دلت گرفته يه بغض بي بهونه جا كرده كنج گلوت هر چي فكر مي كني نمي فهمي چت شده؟ .......... سلام یه ختم صلوات واسه سلامتی امام زمان(عج)هستش دوس داشتیدتو ثواب اون شریک باشین یه سری به ما بزنین منتظرتونیم

Ara Ohanian

با سلام ميخواتستم ببينم مايل به همکاری تبليغاتی با وبسايت ما هستين يا نه .... منتظر جواب شما هستم !!!

che mihmenene bi dardesariyand mordegan na be dasti zarfi ra cherk mikonand na be harfi deli ra alude tanha be sham i ghaneand va andaki sokoot...............................................................................................

pardis

mara gerye kon be taravat..............................................................................

پارسا

قابل توجه دوستان عزيز يه خبر مهم كه شايد فقط يك بار گفته شود: سايت شفاي نوراني و طب مكمل راه اندازي شده و پاسخگوي بسياري از سوالات و مشكلات است . اگر خود و عزيزانتان را دوست داريد سري به آنها بزنيد.

monolisa.ls2

من نمی دانم يعنی هست کسی که بیشتر بخواهد تو را از من....نورانی واميدوار

ishtar

سایه وار خواهم گریخت...نه از تو.بلکه از واژه های سیاهی که بر سرم چتر میکنی از ترس حجوم باران.کاش باور داشتیکه این تنها چتری ست که مرا به دل باران میبرد نه پناه... ایمان بیاور.