جاده زرد...

بک گراند پاییز در ویندوز ایکس پی
باهاش حس عجیبی داشتم
 و چه دست نیافتنی میپنداشتم

تا آنروز که نه تنها آن دو ردیف چنار کنار خیابان رو دیدم
و نه تنها در میان آن جاده زرد قدم زدم
بلکه این نشونی هم میدم که:
برگهای خشک چنار روی تن نمناک زمین
عطر حنا میدن.

و اینهم نشانه ای دیگر تا:
حواسم باشه چی آرزو میکنم.


-و به چنار فکر کردم
چه سطحی انگارانه میتوانستم
بی ثمر ترین موجود عالم بنامم اورا
لیک
چنار میتواند یگانه باشد.شاید.
میتواند
فقط به این دلیل که رنگ هر فصل را میداند و می داند هر فصل بر قامت رعنایش چه بپوشاند
تا
برای او کافی باشد و برای من ارضا ء کننده
آری همین کافیست
دیگر به ثمر نیندیشیدم.

ولی چنار نمی توانست یگانه بماند...
برای من.
 

/ 2 نظر / 10 بازدید
zoha

ممنون از اينکه به بلاگ من سر زديد . . . سايت اصلی ذهن زيباabeautifulmind.comاست . . . شعرتون هم خيلی قشنگه . . موفق باشيد .

بهاره

سلام مهدي عزيز هنوز اميد.............................