ناگزير سعادت ۲۵

و تمام آنچه نوشتم و تایپ نشد
و تمام آنچه بر زبان آمد و ننوشتم
و تمام آنچه بر من آمد و به زبان نیاوردم___
و تمام آنچه آوردی و گذشتم
و تمام آنچه
و تمام تو و تو تمام___

لیک زندگی هنوز زنده و پر واژه

و ماورا را من ناگزیر به اعتقاد___
آه از فاصله اعتقاد تا عمل
آه از  اعتقاد تا عمل
و تمام آنچه نکردم

و زندگی پر از واژه
و من پر از عمق
آه از زندگی تو هم طاقت عمق من را نداشتی
تو هم طاقت عمق من را نداشتی
عمق ما
عمق اشتباه___

و واژه فراوان
واژه اکنون
آغاز
و سعادت ناگزیر __
و ریشخند و سکوت و
اما
نگاه پر
آنقدر که حس می کنم
چشمانم را
من هنوز حس می کنم چشمانم را
پس ناگزیرم
به اختیار____
بوسه می زنم
بی اختیار... .
26 اسفند84 - اهواز

/ 59 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ژاله

سلام / همه ی این ها که گفتی بوسه ی بی اختیار ، تردید ، آه ، تمام آنچه که بر زبان آوردی و همه ی نگفته های تو که باید اونها رو فهمید ، اعتقاد ، همه ی این ها یک کلید دارن و اون کلید در ذهن تو جای داره / شاید اون کلید یه واژه باشه / شاید / خیلی عمیق نوشته بودی و این جای تامل داره / ممنون که به من سر زدی و خوشحالم که به وبلاگ تو اومدم / یه خواهشی که دارم این هست که من مفهوم نظری رو که برام توی وبلاگم داده بودی نفهمیدم خصوصا اون سه کلمه انگلیسی رو می گم معنای جداگانه اونها رو فهمیدم ولی سرهمشون که کردم چیزی دستم نیومد / روشنم کنی ممنون میشم / و منتظر نوشته های قشنگتون می مونم /

بانوي شعر

آبستنم نطفه ای را که در مهلت های تو زير باران بهاری قدم زدم ... تولدش برابر مرگ من است ... بدرود

آمستريس

آه از فاصله اعتقاد تا عمل آه از اعتقاد تا عمل و تمام آنچه نکردم... خوب می فهمید... خوب...

ودود

خدا خفت کنه چرا اينقد ساکتی ؟

موناليزا

حتی اگر خواهش کنم...۵۵ کامنت کافی است بگو هر چه را هفته هاست به گوشم مي خوانی ...بنويس بغل دستی تو که م يدانی برگه ام سفيد است...

amir love

salam salam hale shoma khobi vagheean ziba bood enshala moafagh bashi manam upam bazam beya up kardi 1 khabari bede ya hagh

رويابيژنی

تو حتي بيشتر از آني كه مينمايي فهيم هستي . خودت هم ميداني ؟

m e h r a z

ثابت کن که خوب شدی.سکوت تا جایی زیباست که واژه هات رو ازت نگرفته باشه...وقتشه. بنویس....به روزش کن این واژه های نیمه تمام رو. پس ثانیه ها چی؟یادت رفت؟

بهناز

اين يکی حرف نداشت،بدون اغراق... لیک زندگی هنوز... آه از اعتقاد تا عمل و تمام آنچه نکردم... طاقت عمق من... نگاه پر... من اينا رو درک کردم خيلی خيلی...